زنـבگـے
![]()
سـخت شـב برايـρ ... تلخ شـב برايـρ
בرב شـב برايـρ ... زنـבگـے را مے گويـρ ...
همـانـے كـﮧ برايت آسـاטּ شـב ... شيريـטּ شـב ...
آراρ شـב ... حال تـو رفتـﮧ اﮮ ...
امـا كاش قبـل اј رفـتــنـتـــــــــ ... صبر را
زنـבگـے بـבوטּ تـــــــــღـــــو را
بـﮧ مـטּ مے آمــوختـے ...
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:38 توسط شیما
|
انگار " خــــــدا" در " صـدایــت" " کـدئـیــن" تزریق کرده ،