هزیان

فریادش را می شنوم
در پایان اندیشه
که در زندان است
و خنده هایش را می شنوم
که در پایان شعر من
گرفتار است...![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 18:23 توسط شیما
|
انگار " خــــــدا" در " صـدایــت" " کـدئـیــن" تزریق کرده ،